سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
381
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى)
كلام مستغنى نمايد مانند أقائم زيد كه « قائم » مبتداء وصفى بوده و « زيد » فاعلش مىباشد كه بجاى خبر قرار گرفته و بدينوسيله از متمّم كلام يعنى خبر بىنياز مىباشيم . تحقيق در قيود مبتداء اسمى شارح گويد : در تعريف مبتداء اسمى قيودى ذكر شده كه شرح هريك لازم مىباشد و آنها عبارتند از : 1 - كلمه « اسم » 2 - مجرّد عن العوامل اللّفظيّة . 3 - غير المزيد . 4 - مخبرا عنه . كلمه « اسم » بمنزله جنس بوده لذا شامل هردو قسم از اسم يعنى اسم صريح و اسم مؤوّل مىشود . اسم صريح مانند زيد در مثال : زيد عالم كه مبتداء بوده و خبرش « عالم » است . و اسم مؤوّل نظير « ان تسمع » در مثال و ان تسمع بالمعيدى خير من ان تراه كه « ان تسمع » تأويل بمصدر رفته و تقدير كلام و سماعك بالمعيدى خير من ان تراه مىشود پس « ان تسمع » كه اسم مؤوّل است مبتداء بوده و « خير » خبر آن مىباشد . و قيد اوّل يعنى « مجرّد عن العوامل اللّفظيّة » بمنزله فصل بوده كه اسم در باب « كان » مانند كان زيد قائما و در باب « انّ » همچون انّ زيدا قائم و مفعول اوّل در باب ظنّ مثل ظننت زيدا عالما را خارج مىنمايد چه آنكه زيد در مثال اوّل و دوّم و سوّم از عامل لفظى خالى نبوده و رفعش در اوّلى به « كان » و نصبش در مثال دوّم به « انّ » و در سوّم به « ظنّ » مىباشد .